|
حکیم ابوالقاسم فردوسی به سال 329 هجری در روستای باژ در
نزدیکی توس چشم به جهان بگشود . فردوسی از طبقه دهقانان
ایران ، یعنی همان طبقه ی با فرهنگی بود که با داشتن مال و
جاه بیش از همه غم استقلال و آبادانی سرزمین خویش را می
خوردند . فردوسی در جوانی همسر گزید و در 28 سالگی صاحب
پسری شد . در 40 سالگی که زمانه سراسر پر از جنگ بود به
سرودن شاهنامه روی آورد . نظم شاهنامه حدود 30 سال به
درازا کشید .
در
میانه ی کار شاعر بود که ضعف دودمان با شوکت و ایرانی تبار
سامانی آشکار شد ودر سال 384 خراسان به چنگ غزنویان افتاد
. محمود غزوی در سال 385 ، یعنی یک سال پس از ورود به
خراسان برای جنگی مهم به توس آمد . وی چهار سال بعد ، در
حالی که جوانی 28 ساله بود به جای سامانیان به حکومت رسید
. چند سال پس از آن و در حدود 65 سالگی شاعر بود که با
میانجیگری ابوالعبـــاس اسفراینی وزیر ایران دوست غزنوی
زمینه ی ارتباط فردوسی و سلطان محمود فراهم شد . این
ارتباط زودگذر پنج شش سالی بیشتر دوام نیافت و از
حـــــدود سال 400 هجری رو به تیرگی نهاد .
اوضاع سیاسی ایران در آن سال ها ، برخلاف ابتدای کار ،
سلطان محمود را از حمایت فرزانگان ایرانی بی نیاز کرده بود
. در نتیجه اسفراینی معزول شد و بعد هم به قتل رسید .
فردوسی نیز به غضب گرفتار آمد و سال های پایانی
عمر 80 ساله ی خود را دربینوایی و دل آزردگی و آوارگی به
سر آورد تا این که سر انجام به سال 411 یا 416 در توس در
گذشت و همان جا هم سر بر خاک نهاد |